“زندگی در صدف خویش گوهر ساختن است”  تنها یک شعر نو نیست یک تحلیل ساده کامل و کوتاه از زندگیست. زندگی با زنده بودن فرق دارد. زنده بودن یک نشانه ی بیولوژیکیست که صرفا وضعیت زیست شناختی یک موجود را تعریف میکند. حال آنکه زندگی تعریفی متفاوت دارد و البته ربطی هم به زنده بودن ندارد. زندگی یک جریان است. یک حرکت است. یک فرایند است.

این زندگی در نظر اقبال لاهوری زمانی معنا پیدا میکند که در صدف خود مشغول ساختن گوهر باشی. صدف چیست؟ این ظرف زمان و مکان که در اختیار ماست. همان صدف ماست. اگر در این زمان و مکان گوهر ساختیم که زندگی کرده ایم، اگر کار دیگر کردیم به بطالت گذرانده ایم. بنابراین باید در این صدف گوهر بسازیم. گوهر چیست؟ آنچه که برای ما در این زندگی ارزشمند است گوهر ماست. آنچه که ارزشمند نیست گوهر هم نیست. لذا زمان صرف کردن برای انجام آن بیهوده است. باید برای گوهر ها زمان گذاشت برای آنچه ارزشمند است.

دسته‌ها: دلنوشته ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *