پیش نوشت: نوشتن در مورد اتیکت آن هم با رعایت نکردن اتیکت نوشتن هم از آن تناقض هاست. امیدوارم مرا برای نوشتم این سطور درهم ببخشبد.

فکر میکنم اگر همه کتاب های مربوط به اتیکت را خلاصه کنیم و عصاره اشان را بگیریم شاید بشود اتیکت را در یک جمله جمع بندی کرد و آن جمله این است.

“طوری رفتار کنیم که فضا را برای دیگران تنگ نکنیم”

حالا شما می توانید این فضا را هر فضایی در نظر بگیرید. از خانه و محل کار بگیرید تا مطب پزشک و فضای داخل آسانسور و پیاده رو و سرمیز شام و ….

اتیکیت بیش از آن که مربوط به انجام برخی تشریفات در میهمانی ها یا رفتاری بسیار مبادی اداب داشتن در برخوردهای اولیه باشد مربوط به توانمندی ایجاد فضایی است که طرف مقابلمان در آن احساس فشار روانی نکند. اتیکت داشتن یعنی طوری رفتار کنیم که کسی صرفا به خاطر این که با ما در ارتباط است در معذوریت یا فشار روانی نباشد.

نباید به گونه ای رفتار کنیم که بیشتر احساس فشار روانی ایجاد کنیم. حال این رفتار  میتواند با کلام یا بی کلام باشد.

ممکن است در یک میهمانی با گفتن یک جمله یا پرسیدن سوالی نامربوط یا شخصی فضای میهمانی را برای کسی دیگر تنگ کنیم.

مثلا سوال های از قبیل “هنوز ازدواج نکرده ای؟” از این نوع پرسشهاست که در لحظه فضا را برای شنونده تنگ میکند.

یا مثلا اگر کسی مایل نیست به همراه دوست شما به پیاده روی بیاید. اصرار شما برای آمدن او منجر به تنگ شدن فضا برای دوستتان خواهد شد. هرچند در فضای باز شهر آدم بزنید.

ورود به فضای شخصی افراد بدون اجازه قلبی انها نوعی زیر پا گذاشتن اتیکت است. چرا که منجر به تنگ شدن فضای شخصی می شود.

حتی حرف نزدن و تنها نگاه کردن هم میتواند به طریقی فضا را تنگ کند. مثلا میهمانی که از ترس نگاه های سنگین میزبان جرات نمیکند به کنترل تلوزیون دست بزند. میزبانش گرچه میهمان را با انواع پذیرایی ها خفه کرده ولی در کاربرد اتیکت واقعی ناموفق بوده.

به هر حال ما می توانیم در ظاهر بسیار مودب به نظر برسیم ولی در باطن نتوانیم اتیکت را آنگونه که هست درست به جا بیاوریم. در نتیجه ممکن است همیشه از خودمان این سوال را بپرسیم که چرا کاری را که دیگران می کنند منجر به این می شود که فرد جذابی به نظر بیایند و یا در یادها خوب میمانند ولی همان کار را اگر ما انجام بدهیم نه تنها جذاب نیست که میتواند آزار دهنده هم باشد. دلیلش ساده است. حرکت های تقلیدی منجر به شکست است. چرا که خالی از روح هستند و صرفا یک پوسته ی بدون مغز هستند.

به عنوان مثال OnTime بودن معمولا یک صفت مثبت شناخته می شود. و وقتی که ما برای رسیدن به یک قرار تلاش میکنیم و به موقع میرسیم این نشانه رعایت اتیکت است. چرا که با این کار ما به زمان طرف مقابلمان ارزش قائل شده ایم و با دیر رسیدنمان او را در تنگنا قرار نداده ایم. چنانکه اگر به موقع به قرار نرسیم به نوعی زمان طرف مقابل را بی ارزش انگاشته ایم که این خود خلاف اتیکت است.

حال در همین وضعیت اگر کمی داستان را پیچیده کنیم میبینیم که مقید نبودن به OnTime بودن خود در مواقعی می تواند نشان از اتیکیت باشد.

مثلا تصور کنید در خانه یک دوست هستید. و دوست شما از شما دعوت میکند که با هم به کافه ای بروید و ساعاتی را در کنار هم بگذرانید. حال اگر دوست شما به بهانه OnTime بودن پیش از شما آماده شود و مدام شما را که هنوز آماده نیستید صدا بزند آن وقت این OnTime بودن از طرف دوست میزبان در حقیقت کاملا خلاف اصول اتیکت است. چرا که با تلاش برای OnTime بودن در حقیقت فضا را برای شما تنگ کرده است و شما احتمالا دچار فشار روانی و استرس شده اید.

بنا بر این باید دقت داشت که در عمل کردن به اتیکت باید آن روح حاکم بر اصول اتیکیت را دریافت کنیم و نه این که رفتار ها را کپی کنیم.

کپی کردن رفتار در بعضی موارد ممکن است جواب بدهد ولی در اکثر موارد منجر به شکست خواهد بود.

فراموش نکنیم اگر میخواهیم در ذهن ها از ما تصویری مثبت و دوست داشتنی به جا بماند باید در ارتباط با دیگران فضا را به گونه ای آرایش کنیم که دیگران احساس فشار روانی نکنند.

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *