پیش نوشت: در این نوشته قصد دارم در مورد تغییر و فرایند تغییر کردن صحبت کنم. این نوشته اگر حوصله نوشتنش را داشته باشم احتمالا سه تا چهار قسمت خواهد داشت که در این پست قسمت اول آن را میخوانید. 

تغییر شاید چیزی باشد که اکثر انسانهای روی زمین خواستار آن هستند. حتی کسانی که تغییر را به دیگران درس میدهند هم احتمالا در زمینه های از زندگی شخصی خود احساس نیاز به تغییر میکنند. چه اگر چنین نبود همه متوقف میشدیم و تلاشی برای رشد نمیکردیم. 

تغییر و رشد معمولا کلماتی هستند که در کنار هم دیده می شوند. در حقیقت کسانی که به دنبال رشد هستند ناگزیرند از دریچه تغییر عبور کنند. پس پیشنیاز رشد تغییر است. 

اما این که منظورمان از رشد و تغییر دقیقا به چه معناست فعلا به طور علی الحساب از من بپذیرید که منظورمان از رشد هر رشدی اعم از شغلی، خانوادگی، تحصیلی، اجتماعی و… است و منظورمان از تغییر هم هر نوع تغییر مثبت در جهت رشد اعم از سبک زندگی، سبک مطالعه، سبک برخورد و… است. 

پس خیلی ساده تا اینجا فهمیدیم برای رشد نیاز به تغییر است. یعنی ما زمانی رشد میکنیم که چیزی را در زندگیمان تغییر دهیم.

اما خود تغییر به سادگی اتفاق نمی افتد. تغییر خود نیازمند فعالیتها و پیشنیاز هایی است که اگر به درستی انجام نشود تغییر دلخواه اتفاق نخواهد افتاد. این طور نیست که ما بگوییم از فردا صبح آدم خوش اخلاقی خواهم شد و فردا که بیدار شدم خوش اخلاق باشم.  در طبیعت همه چیز به مرور تغییر میکند و تغییرات ناگهانی در طبیعت نداریم. حتی سریع ترین چیزها را هم اگر مطالعه کنیم میبینیم از زمان شروع تغییر تا زمانی که تغییر اتفاق افتاده یک زمانی (هرچند کوچک) سپری شده است. مثلا روشن شدن لامپ را در نظر بگیرید. از لظه فشردن کلید لامپ تا روشن شدن آن چیزی در حد صفر ثانیه است. اما اگر این صفر ثانیه را دقیق تر و با وسایل آزمایشگاهی ببینیم متوجه میشویم که چند میلی ثانیه زمان سپری شده است.

بنا بر این تغییر امری ناگهانی نیست. به خصوص در مسائل مربوط به انسان تغییرات به کندی رخ میدهد. آنقدر کند که افراد معمولا متوجهه تغییرات اتفاق افتاده نمیشوند.  برای همین است که ما معمولا می شنویم افراد میگویند “اصلا نفهمیدیم این چند سال چطور گذشت و من دانشجوی پر شور و حرارت چطور تبدیل به پدری کارمند با دو فرزند شدم.

ما برای تغییر به چیزی نیاز داریم؟

قبل از این که بدانیم برای تغییر در جهت رشد دلخواه به چه چیزی نیاز داریم بهتر است بدانیم که اصلا برای چه میخواهیم تغییر کنیم؟ با پرسیدن چند سوال ساده از خودمان دلیل این تغییر برای ما آشکار خواهد شد.

چه چیزی در زندگی من کم است؟ من چه چیزی میخواهم که الان آن را ندارم؟ به چه چیزی میخواهم برسم؟ آیا تغییری که خواستار آن هستم صرفا مرا از موقعیت کنونی من که دلخواهم نیست خارج میکند یا بر عکس این  تغییر مرا به موقعیت دلخواهی که آن را دوست دارم می خواهد برساند؟

بنا بر این ما باید بدانیم که چرا میخواهیم تغییر کنیم. چه چیزی ما را در موقعیت کنونی ناراحت میکند؟ این که ما از موقعیت کنونی خودمان ناراضی باشیم به تنهایی برای ایجاد یک تغییر مثبت در جهت رشدِ دلخواه کافی نیست بلکه باید بدانیم چه چیزی ما را راضی خواهد کرد؟

بنا براین تا اینجا متوجه شدیم که برای رشد در جهت دلخواهمان باید از گذرگاه تغییر عبور کنیم و برای این که جهت تغییر مان را مشخص کنیم نیاز مند یک هدف هستیم تا در جهت آن حرکت کنیم. 

پایان قسمت اول


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *