پیش نوشت.چند وقتی بود که فرصت نمیکردم  چیزی بخوانم یا بنویسم. البته شما این حرف ها را قبول نکنید. همه اش بهانه های پوچ است برای ننوشتن و نخواندن. اما خب به هر حال اگر این بهانه ها را برای خودمان نیاوریم که این مغز مبارک  نمیگذارد شب راحت بخوابیم. یقه مان را میگیرد که چرا وقت را تلف میکنی؟ چرا به بطالت می گذرانی؟

بگذریم تا حالا که با موفقیت سرش را شیره مالیده ایم. البته متاسفانه.
امروز که با نوشتن راحت تر بودم گفتم چیزکی بنویسم تا دوباره شروعی کرده باشم. در پستهای اخیر اینجا و اینجا و اینجا در مورد رواقیون صحبت هایی کرده بودم که اگر وقت کردید خواندنش میتواند کمک کند که با دید بهتری این چند خط اضافه را هم در پازل رواقیون جور کنید.
در پست های قبلی اشاره کرده بودیم که یکی از مهمترین اهداف فلسفه رواقی رسیدن به ارامش است. و کم و بیش به ابزار های انها برای رسیدن به ارامش هم اشاره هایی کرده بودیم. اساسا اگر بخواهیم با یک دید کلی به فلسفه رواقی نگاه کنیم میتوانیم بگوییم  کاری را که پزشکان در بحث درمان جسم میکنند و می گویند که پیشگیری بهتر از درمان است؛ رواقیون نیز در بحث درمان روان انسان همین طور رفتار میکنند. به عنوان مثال رواقیون برخلاف سایرین معتقد بودند که گاهی نشستن و فکر کردن به بد ترین چیزی که ممکن است برای فرد اتفاق بیفتد نه تنها ضرر ندارد که مفید هم هست. شاید کمی پارادوکسیکال به نظر برسد. چون ما عمدتا شنیده ایم که فکر کردن به اتفاقات بد حالمان را بد میکند و این روزها هم که تقریبا هر کسی که مربی فردی و زندگی و …. شده به تقلید از دار و دسته انتونی رابینز همه یکصدا میگویند “افکار مثبت داشته باشید تا کائنات به شما زندگی مثبت بر گرداند. به چیز های خوب فکر کنید تا اتفاقات خوب برای شما بفتد. و به چیز های بد فکر نکنید چون همانها را جذب میکنید”. اما رواقیون بر خلاف انتونی رابینزیون معتقد بودند که فکر کردن به اتفاقات بد ممکن است نتایج مثبتی هم داشته باشد. مثلا دو زوج را در نظر بگیرید. یکی از این زوج ها گاهی به این فکر میکند که ممکن است رابطه انها به جدایی بکشد. در نتیجه ی دیدن تصویر جدایی در ذهن شان حالشان بد می شود. اینکار سه نتیجه دارد. یک این که بعد از این که تصویر سازی تمام شد میتواند از این که هنوز در کنار همسرش است لذت ببرد. دو این که می تواند برای پیشگیری از بروز ان اتفاقات دست به کارهایی بزند که رابطه را تقویت کند که نتیجه اش حال خوب است. سه این که اگر بر فرض جدایی اتفاق افتاد از پیش برای ان امادگی دارد و شوکه نمی شود و در نتیجه بازیابی روحی برایش اسان تر خواهد بود.
حالا این جدایی می تواند به معنای طلاق باشد یا مرگ. به حال اندیشیدن به ان میتواند مزایایی داشته باشد. اما زوجی که هیچوقت به جدایی فکر نکرده باشند به احتمال زیاد از اتفاق افتادن جدایی ضربه بزرگتر و اسیب بیشتری خواهند دید.
این نوع تفکر به نوعی به استقبال رفتن است. به استقبال اتفاقات بد رفتن. مثل پیشگیری می ماند. مثل واکسیناسیون. تضمین نمیکند که ما در بحرانها و بیماری ها هرگز آسیب نخواهیم دید یا هرگز به بیماری ها آلوده نمیشویم بلکه به ما توانمندی این را می دهد که از بحرانها جان سالم به در ببریم و یا آسیب کمتری بخوریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *